در منابع روایی، احادیث مختلفی در خواص شیر گاو وجود دارد؛ مانند آنچه که از امام صادق(ع) نقل شده است: «أَلْبَانُ الْبَقَرِ دَوَاءٌ وَ سُمُونُهَا شِفَاءٌ وَ لُحُومُهَا دَاءٌ»؛[1] شیر گاو خاصیت درمانی داشته، چربی(روغن) آن شفا و گوشتش بیماری است.این روایت با آنکه از لحاظ سندی موثق و قابل پذیرش است، اما د
بطلان غسل در برخی غسلهای مستحب مانند غسل جمعه بعد از انجام صحیح آنها معنایی ندارد اما آن دسته از غسلهای مستحبى که با هدف خاصی(مانند زیارت معصومان) صورت میگیرد، با حادث شدن هر یک از مبطلات غسل (مانند جنابت)، یا مبطلات وضو (مانند خواب)، باطل میشود.[1]بنابر این، اگر غسل انجام شد، اما بعد از آن مبطل
«الزرع للزارع و لو کان غاصبا»،[1] جمله مشهوری در علم فقه است، که هر چند بسان یک قاعده فقهی است، ولی فقها آنرا در شمار قواعد فقهی نیاوردهاند و گویا کاربرد آنرا محدود به باب کشاورزی و درختکاری دانستهاند.این جمله برگرفته از برخی روایات[2] در زمینه مالکیت محصول کشاورزی توسط غاصب زمین است که در ذ
اینکه یک اسم مضاف، مذکر بوده و مضاف الیه آن مؤنث باشد، به خودی خود از لحاظ قواعد عربی ایراد ندارد همانطور که عبارت «یوم القیامة»[1] از لحاظ ادبی، صحیح است. اما در مورد عبارت «قرض الحسنه» باید گفت که در قرآن و روایات و نیز متون کهن عربی، واژگان مرکب «قرض الحسنة» مورد استفاده قرار نگرفته است، بلکه ا
«کِساء» به معنای لباس و جامه است،[1] و از آنجهت که پیامبر اسلام(ص) خود و دخترش فاطمه(س) و دامادش علی(ع) و دو نوهاش(حسن و حسین) را در زیر کساء و لباسی قرار داد و آنان را اهلبیت خود و منزه از رجس و پلیدی دانست، آن حضرات به اصحاب کساء معروف شدند.[2]برخی از افراد صاحب ذوق با مراجعه به قرآن دریافتها
عالمان اخلاق برای تزکیه نفس و سیر و سلوک، مراحلی را بیان کرده،[1] و معتقدند عقل باید در این مسیر از نفس مواظبت و نگهبانی کند. آنان از باب «تشبیه معقول به محسوس» میگویند:[2] عقل به منزله تاجر راه آخرت است، و سرمایه او عمر است، و نفس در این تجارت یاور و مددکار او است، پس نفس به جاى شریک یا کارمند او
اساساً قضاوت در مورد رفتار دیگران چندان مورد توصیه تعالیم دینی نیست. امام على(ع) در این زمینه میفرماید: خوشا به حال کسى که زشتى و بدى خودش، او را از زشتیهاى مردم منصرف کند.[1]البته در مواردی که علم و یقین به برخی رفتارها و رویکردهای افراد داشته باشیم، که به نوعی در ارتباط با حقوق جامعه و مردم باشد
آنچه در پرسش آمده، برگرفته از تفاسیر و روایاتی در ذیل آیه 49 سوره توبه است که در ذیل به بررسی و ارزیابی آنها خواهیم پرداخت:1. این نقل که خود پیامبر اسلام(ص) چنین موضوعی را برای تشویق مسلمانان مطرح کرده باشد، برگرفته از روایتی ضعیف است که مفسرانی چون طبرسی آنرا با عنوان «قیل = گفته شده» نقل کرده است
گرچه شاید نتوان مرزبندی دقیقی بین انواع مکاتب مشهور عرفانی و اخلاقی ارائه داد، اما با توجه به برخی نکات میتوان دریافت که کدام یک از عارفان، بر کدام یک از ویژگیها تأکید بیشتری داشتهاند:1. عرفان اسلامی یا اخلاق اسلامی، به دو بخش نظری و عملی تقسیم میشود. عرفان نظری، در واقع نتیجه عرفان عملی است.[1]
معروف و مشهور این است که فیلسوفان حکمت مشاء، مانند ابن سینا معتقد به «کثرت و تباین حقیقی موجودات» هستند؛ اما همانگونه که در این پرسش آمده است، انتساب نظریه تباین موجودات به مشائین مشکل است،[1] و با مباحث دیگر آن فلسفه ناسازگار است. کسانی؛ مانند ملاصدرا کوشیدهاند تفسیری از سخن آنان ارائه دهند که ب
بر اساس آموزههای اسلامی، گذشت از رفتار ناپسند دیگران، رویکردی بسیار ارزشمند و پسندیده است، تا حد امکان باید بارها و بارها عفو و گذشت کرد، اما این کار نیز مانند دیگر کارها، دارای حد و مرزی است.[1]اگر افرادی وجود داشته باشند که جنبه عفو و گذشت را نداشته و اینگونه نیست که بعد از هر گذشتی آنان نیز عذ
بنی عباس صدها سال حکومت کردند که در مقاطع مختلف، قدرت آنان کاهش و افزایش مییافت. گاه تنها خود حاکم مطلق بودند و گاه عملاً فرمانروایان دیگری حکومت را بر عهده داشته و آنان تنها نقشی تشریفاتی داشتند. بر این اساس، نمیتوان تمدن برجای مانده در این سدهها را در یک نوشتار مختصر عرضه کرد، اما به طور کلی می
شلوغی خانواده یا خجالت از دیگران نمیتواند عذر موجهی برای ترک غسل باشد. در هر حال چنانچه این فرد توانایی یا زمان کافی برای غسل کردن نداشته، وظیفهاش تیمم کردن است و اگر غسل و تیمم را ترک کرده، و تا اذان صبح عمداً جنب باقى مانده، روزهاش صحیح نیست و کفاره هم واجب است. و در صورتیکه در آن زمان، به ص
آنچه در سؤال بدان اشاره شد، مربوط به «جرى و تطبیق» است. جرى و تطبیق در اصطلاح علوم قرآنى؛ به معنای تطبیق مفاهیم به دست آمده از آیات قرآن، بر مصادیقی است که غیر از مصداق شأن نزول - اما مشابه آن - است. مثلاً اگر آیهاى در مورد قوم بنى اسرائیل نازل شد
مراجع عظام تقلید در این باره میگویند:کسى که ایستاده نماز مىخواند، نمىتواند به کسى که نشسته یا خوابیده نماز مىخواند اقتدا کند. و نیز کسى که نشسته نماز مىخواند نمىتواند به کسى که خوابیده نماز مىخواند اقتدا نماید. [1]بنابراین در نماز جماعت، اقت
در این زمینه باید گفت که قرآن در صدد بیان تمام جزئیات دانش تجربی و حتی علوم انسانی نیست و از طرفی نیز نمیتوان تمام آنچه به عنوان معجزات علمی قرآن از آنها یاد میشود را مورد پذیرش قرار داد، اما باید به این نکته نیز توجه کرد که همواره این امکان وجود
آیات زیادی از قرآن، به مسئله پاداش و جزاء در آخرت پرداخته و آنرا حاصل اعمال و اقدامات هر فرد در دنیا معرفی کرده است. زبان اکثر این آیات بهگونهای است که اشاره به وجود یک رابطه حقیقی بین عمل شخص در دنیا و نتیجه آن در آخرت دارد؛ مانند «جَزاءً بِما
در بخش اعمال و اذکار ماه رجب، دعایی کوتاه از امام زمان(عج) نقل شده است که با این عبارت شروع میشود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْمَوْلُودَیْنِ فِی رَجَبٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الثَّانِی وَ ابْنِهِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَبِ وَ أَتَ
همانطور که میدانیم، هدف از نزول قرآن، هدایت و تربیت انسان است. از اینرو، نباید انتظار داشت که مسائل علمی غیر مرتبط با این هدف در آن آمده باشد. با این حال، در برخی موارد بهطور ضمنی به برخی از حقائق عالم دنیا اشاره شده است که در ردیف علوم تجربی ی